شرف الدين محمد بن مسعود مسعودى بخارى

12

مجمع الاحكام ( فارسى )

از جمله همين مجمع الاحكام مسعودى ملاحظه مىشود كه خورشيد نر و ماه ماده است . اين روايت نوتر و متعلق به جامعهء پدرسالارى است . تحولات اجتماعى ، اعتقادات انسان را در مورد ستارگان تغيير داده است . راز دو يا چندگانگى اعتقادات تنجيمى - كه در آثار مربوط به اين بخش از دانش بشرى بسيار رايج است - در همين‌گونه تحولات است . اين چندگانگى از كهن‌ترين زمان‌ها وجود دارد . نمونهء بالا يعنى دوگانگى اعتقاد به نر و ماده بودن خورشيد و ماه به جوامع ما قبل تاريخى برمىگردند . در قديم‌ترين آثار نوشته شده در اين زمينه ، مثلا آثار دورهء ساسانى ، به نشانه‌هاى بارز اين اختلاف برمىخوريم . يا مثلا در همين احكام ، حمل دلالت بر قلب مشرق ، سرطان بر قلب شمال و . . . دارد ، اما هر دانشجوى ساده‌اى امروز مىداند كه حوت محاذى مشرق و جوزا محاذى شمال و . . . است . فلك چرخيده است اما معلومات انسان در حد پيش از اسلام ثابت مانده . اين قسمت از معلومات در ربع اول هزارهء دوم پيش از ميلاد يعنى حدود سه هزار و هفتصد سال پيش شكل گرفته است ، اما اگر شما امروزه هم كسى را پيدا كنيد كه اهل تنجيم باشد و بر مبناى آن دانش كار و حكم صادر كند ، مشرق جهان را در حمل ، شمال را در سرطان و . . . خواهد يافت و روى مذكر بودن خورشيد قسم خواهد خورد و اگر مثلا بپرسند چرا در زبان عربى خورشيد مؤنث است ، آن را صرفا پديده‌اى زبانى خواهد شمرد و براى طبع نرينه خورشيد دليل‌ها خواهد تراشيد . همين دليل‌ها روزگارى نشانهء زن بودن خورشيد بوده است ، از جمله زورمندى ، تعلق به روز و . . . چنين انسان‌هائى متعلق به عصر اساطيرند و به عهد علم نرسيده‌اند . از آن‌جا كه دانش تنجيم يا احكام نجوم ، مبتنى بر نجوم و محتاج داشتن مقدماتى در حساب ، هندسه و بالاخره نجوم است ، گاهى امر بر دانشمندان اين رشته تا دوره معاصر ما مشتبه شده است كه اصولا علم احكام ، واقعا